شهرآشوب

رسم عاشق‌کشی و شیوه شهرآشوبی، جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود

شهرآشوب

رسم عاشق‌کشی و شیوه شهرآشوبی، جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود

درباره بلاگ
شهرآشوب

سوگند به قلم و آنچه می‌نویسند...

قلم را دوست دارم!

۰۶ مهر ۹۶ ، ۱۹:۱۲

باشد، این را هم می‌گویم!

باسمه تعالی


باشد، این را هم می‌گویم!


من هرچه بگویم تکراری می‌شود. حرف هم اگر تکراری بشود، بی‌اثر می‌شود. آن را می‌شنوی، یک گوشَت می‌شود در، یک گوشَت می‌شود دروازه...

به یک ورودی چه می‌توان گفت؟

تبریک بگویم؟ سرت پر است از این تبریک‌ها، اینقدر بادت کرده‌اند که تا هوا رفته‌ای. دمت هم گرم! زحمت کشیده‌ای. چند سال تلاش کرده‌ای، شب و روزت را یکی کرده‌ای. شریف حق توست. آن را سر بکش، مثل یک لیوان شربت اعلا!
باشد، این را می‌گویم! ورودی‌جان، تبریک... خوش آمدی!

فلسفه ببافم؟ از این حرفها که مواظب باش افسرده نشوی و معنا و هدف زندگی‌ات را گم نکنی؟ بگویم ممکن است که بعد از مدتی احساس کنی که راه را اشتباه آمدی و زندگی‌ات از ارزش تهی شده است؟ بگویم که بنشین و با خودت فکر کن که الان کجای راهی و چقدر تا هدفت راه داری؟
باشد، این را هم می‌گویم! ورودی جان، هدفت را بشناس، مسیرت را رسم کن. مواظب باش که گم نشوی...

از مهندسی صنایع بگویم؟ برایت توضیح دهم که مهندسی صنایع تلفیقی است از مدیریت و مهندسی و ریاضی؟ بگویم بازار کارش چگونه است یا برای مثال به تو اطمینان بدهم که رشته‌ای که انتخاب کردی، بهترین رشته این دانشگاه است؟
باشد، این را هم می‌گویم! ورودی جان، مهندسی صنایع شریف، یکی از خفن‌ترین رشته‌های دانشگاهی کشور است. من به تو اطمینان می‌دهم که در این رشته می‌توانی در تمام ابعاد آکادمیک، صنعتی و کارآفرینی رشد کنی.

از خوابگاه برایت بگویم؟ دوری از خانواده و زندگی کردن با آدمهای جدید؟ اینکه ممکن است دلت لک بزند برای اینکه غرغرهای پدرت را بشنوی، اینکه از خدا بخواهی دستپخت مادرت را بخوری؟ بعد هم شروع کنم به امید دادن که این هم سبک زندگی جدیدی است که باید به آن عادت کنی و برایت کلی درس دارد؟
باشد، این را هم می‌گویم! ورودی جان، زندگی در خوابگاه تلخی‌ها و شیرینی‌های خودش را دارد. سعی کن به آن عادت کنی. سعی کن که این تلخی‌ها و شیرینی‌ها را با دوستانت تقسیم کنی. آنها مهمترین سرمایه‌های تو در خوابگاه هستند...

از علم برایت بگویم؟ بگویم درست را بخوان و مواظب باش تا حواست به مسائل حاشیه‌ای پرت نشود؟ بگویم تلاشت را بکن که بعد از چهارسال که فارغ‌التحصیل شدی، مهندسی صنایع را فهمیده باشی و بتوانی حرفی برای گفتن داشته باشی؟
باشد، این را هم می‌گویم! ورودی جان، درست را بخوان. یادت نرود که برای چه در حدود 25 میلیون تومان در سال از بیت‌المال برای تو هزینه می‌شود!

امید بدهم؟ بگویم آینده تو روشن است؟ بگویم در مسیری گام گذاشته‌ای که اگر بخواهی می‌توانی به خودت و کشورت و جامعه‌ات خدمت کنی؟
باشد، این را هم می‌گویم! ورودی جان، آینده تو روشن است. مسیری که در ابتدای آن هستی، انتهای خوشی دارد اگر بخواهی، اگر توکلت را از دست ندهی...

به‌راستی به یک ورودی چه می‌توان گفت که تکراری نشود؟

******
این متن را دو سه هفته پیش برای نشریه استقبال از ورودی‌های انجمن علمی دانشکده مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف نوشتم. متن چندان خوبی نیست، عجله‌ای شد!

نظرات  (۲)

خب راه حل چیه ، اره درسته اکثر شریفی ها همینه اوضاعشون، مگر اینکه دلشون رو به انواع و اقسام لذت های سطحی که به نظرم اپلای هم جزوشه خوش کنن . نمیشه که دانشجو هایی که بویی از تفکر بردن به جرم فهمیدن همه ی عمرشون رو تو خلسه به سر ببرن، پس زندگی چی میشه اگه با عمر ندویم زیر دست وپا لگد مال میشیم و انگار اگه بدویم هم اصلا نمیفهمیم که راه چیه و مقصد کجاست و ما کجاشیم . 
پاسخ:
من نمی‌دانم چاره چیست. اما مطمئنا روندی که الان ما در آن هستیم، روند صحیحی نیست. شما اگر متوجه شدید که درستش چیست، به من هم بگویید :)
شاید اگر به جای قرار گرفتن در جو دانشگاه که باعث تقدس عقل محض میشه ، ذره ای به احساسات و عرفان نزدیک بشیم و به جای اینکه تو این جلسه و اون جلسه دائما با بحثهای عقلی و فلسفی سعی کنیم همه چیز رو به خودمون اثبات کنیم (که شیرینیشون رو واقعا قبول دارم ولی در فایده ی مطلقشون تو مسیر رشد مشکوکم)  ، تلاش کنیم ی ذره عاشق کمال مطلق بشیم ، هم از سرگشتگی دربیایم و هم مسیر رو بفهمیم . ابعاد وجودی ما متعددن حالمون تو دانشگاه بده چون فقط درگیر مباحثات متعدد بین تفکرهای بیشماریم که هر کدوم بهره ای از حقیقت دارن و تقریبا بحث بینشون بی نتیجه است ، اگه یه ذره حس عشق به حق مطلق و عشق به رشد و رسیدن بهش وارد زندگیمون بشه شاید اینطوری احساس نکنیم که دنیا بوی تعفن گرفته . 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
http://avazak.ir/abzar/salavat/index.php?id=10083&tc=000000&bg=E3E4E6&bc=E76073&sb=E76073&nc=000000&sc=000000