شهرآشوب

رسم عاشق‌کشی و شیوه شهرآشوبی، جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود

شهرآشوب

رسم عاشق‌کشی و شیوه شهرآشوبی، جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود

شهرآشوب

سوگند به قلم و آنچه می‌نویسند...

قلم را دوست دارم!

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حق و باطل» ثبت شده است

۲۰
خرداد

عدم


باسمه تعالی


گهواره جهل در فضای عدم


"عدم" اگر "وجود" داشته باشد، تماما سفیدی‌ست، اوج آرامش و خوش‌بختی...
"عدم" چنان لطافتی دارد که می‌خواهی تو را به آغوش بکشد. می‌خواهی جزیی از آن شوی، در اعماق آن گم شوی و دیگر خودت را پیدا نکنی.
"جهل" یک گهواره است که چون کودکی در هوای مطبوع آن و لطافت ظلمانی آن به خوابی آرام فرو می‌روی.

"جهل" گهواره‌ایست به رنگ سیاه مطلق، در فضای عدم. باید در آن خوابید و بیدار نشد که اگر بیدار شوی و سیاهی مهدت را ببینی، اگر بیدار شوی و ظلمت بسترت را دریابی، به "وجود" آمده‌ای.

"وجود" در بستری از "جهل و تاریکی"

  • سینا طاهری
۲۳
تیر

باسمه تعالی


دریایی به رنگ جهل


... و من در دریایی از رنگ‌ها بودم. دریایی طوفانی و آرام. که در عین سکون، سخت متحرک بود ودر عین تحرک، سخت ساکن بود. دریایی هفت رنگ، رنگ‌هایی زیبا.

... و دریغا که می‌پنداشتم که آزادم، که چشم من است که رنگ‌ها را می‌سازد و آن‌ها را تمیز می‌دهد و چه غلط بود این پندار من. فکر می‌کردم که من هستم که این دریا را مسخر خود کرده ام و منم که بر این دریا فرمانروایی می‌کنم حال‌آنکه من اسیر بودم و هستم. چشمم بسته بود و آن را باز کردم و دیدم که نمی‌توانم این الوان را از یکدیگر تشخیص دهم. دیدم که جز دو رنگ وجود ندارد و  سیاه است و سفید و چه سخت است تشخیص آنها و چه سخت است که دیگر نمی‌توانی سیاهی را از سفیدی تشخیص دهی و چه سخت است آنگاه که از خود می‌پرسی، کدامیک سیاه و کدامیک سفید بود؟؟؟

 

  • سینا طاهری