شهرآشوب

رسم عاشق‌کشی و شیوه شهرآشوبی، جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود

شهرآشوب

رسم عاشق‌کشی و شیوه شهرآشوبی، جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود

شهرآشوب

سوگند به قلم و آنچه می‌نویسند...

قلم را دوست دارم!

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «معمولی» ثبت شده است

۰۲
اسفند


باسمه تعالی

آدم معمولی گناهی ندارد، او فقط معمولی است.
اگر گناهی می‌کند، بگذارید به حساب جبر محیطش که او را معمولی بار آورده است.

آدم معمولی قیافه خاصی ندارد، حتی کریه المنظر هم نیست که کراهت وجهش نظری را به خود جلب کند.

نه خوش هیکل است نه بد هیکل، نه خوش صداست و نه انکر الاصوات.
هنری ندارد، حرفه ای بلد نیست، در بازار آدمها مزیت رقابتی ندارد که خریدارش باشند.

آدم معمولی کَاَنَ گوشی‌های میان‌رده سامسونگ است. لوکس نیست، پست هم نه! صفحه‌اش هم معمولا پر از ترک و خط و خش است. از دست صاحبش می‌افتد. صاحبش یکی دو روزی کمی ناراحت است. بعد یادش می‌رود. مدتی هم می‌گذرد و می‌رود یک گوشی دیگر می‌خرد.

  • سینا طاهری
۱۱
دی

باسمه تعالی

خواسته‌های معمولی، خیلی معمولی!

 

خیلی عجیب است که معمولی‌ها کسی را داشته باشند که بتوانند ساعت‌ها با او درباره همه چیز صحبت کنند؟

خیلی عجیب است که احساساتمان را، از متعالی‌ترین آن‌ها تا پیش‌پاافتاده‌ترینش با کسی در میان بگذاریم؟ بدون تعارف، بدون خجالت و بدون این‌که کسی نقشی بازی کند؟

  • سینا طاهری
۰۷
دی

باسمه تعالی

معمولی، معمولی، معمولی

 

من یک انسان معمولی هستم و با ظاهری معمولی. قد متوسط، هیکل متوسط. چشم‌ و بینی و لب معمولی و تقریبا هیچ نکته خاصی درصورتم یافت نمی‌شود. (البته شاید بتوان چشم‌های روشن را نکته خاصی دانست)
مادرم معمولی است، پدرم معمولی‌تر! معمولی‌زاده‌ام و فرزند معمولی‌زاده‌ها!

  • سینا طاهری