شهرآشوب

رسم عاشق‌کشی و شیوه شهرآشوبی، جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود

شهرآشوب

رسم عاشق‌کشی و شیوه شهرآشوبی، جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود

شهرآشوب

سوگند به قلم و آنچه می‌نویسند...

قلم را دوست دارم!

دنده عقب

يكشنبه, ۲۷ فروردين ۱۳۹۶، ۱۰:۳۲ ب.ظ

باسمه تعالی

دنده عقب

چند وقت پیش داشتم با یکی از رفقا درد دل می‌کردم.

نمی‌دانم تا به حال این اتفاق برای شما افتاده که بعد از مدتی که برای رسیدن به یک هدف ] که حداقل به نظر خودتان متعالی است [، درگیر یک مسیر و راه می‌شوید، یک لحظه به خودتان می‌آیید و می‌بینید مسیری که قرار بود شما را به آن برساند، خودش به هدف شما تبدیل شده.

اینکه این حس را بفهمید و بپذیرید و آن را باور کنید، تلخ است. اما چاره‌ای نیست...

خود من به شدت مبتلای این قضیه هستم. بعد از مدتی یادم می‌رود که چه بود و چه شد که الان اینجا و در این مرحله هستم. اصلا هدفم چه بود که قدم در این مسیر گذاشتم؟ با خودم چه آرمان‌هایی داشتم؟ می‌خواستم به چه چیزهایی پایبند باشم؟
بدبختی هم غالبا همین است. این است که یکدفعه جای فرم و محتوا عوض می‌شود. یعنی فرم تبدیل به محتوا می‌شود.

در مسیر می‌روی و می‌روی و پیشرفتی هم که داشته‌ای، کاملا مشهود است. ولی نه، انگار یک جای کار می‌لنگد. آنطور که باید باشد، نیست.

حرکت دارم، راکد نیستم... اما شاید دارم دنده عقب می‌روم. { توجه کنید که دنده عقب رفتن، لزوما بد نیست و همین است که کار را سخت می‌کند!!!}  

نظرات  (۱)

سلام و  بازهم ممنون بابت قلم زیبات.
نمیدونم شاید از منظورت دور شده باشم اما بااین مثال برداشتم از متنت واضح تر میشه : کم نیستن دانشجوهایی که رشته‌ی دلخواه رو انتخاب می‌کنن و وارد دانشگاه میشن ، هدفشون همیشه این بوده که درسشون رو به نحو احسن بخونن و درنهایت مدرک و صدالبته با دانش رشتشون رو دریافت کنن!
بعد از دوسال نگاه میکنه میبینه درگیر مسائل سیاسی ، اقتصادی یا روانشناسی و اجتماعی شده حتی بیشتر از درسش! شاید بگیم این دور شدن از هدفه اما بنظرم این یه قدم برای هدف گذاری دقیقتره ، چرا که هرچی بزرگتر بشیم درکمون از شرایط و از خودمون بیشتر میشه چه بسا برسیم به اینکه رشتمون رو عوض کنیم‌ بریم علوم سیاسی یا اقتصاد یا.... (البته دانشجو باید فعالیتهای فراتر از درس هم داشته باشه، اما درحدواندازه‌ی فعالیت)
منظورم از این مثالم نوع نگرشست، نه رشته !
باید ببینیم آیا هدفی که قبلا تعریف کردیم با میزان درک و شناختی که الان داریم تطابق داره یا نه. اگه داره دنده عقب شاید بد نباشه اما هزینه فرصتش سنگینه!
پاسخ:
سلام محمد جان...
لطف داری به من، ازت ممنونم.

ببین بیشتر منظورم یکجور معنویته. احساس می‌کنم هممون از فعالیت‌هایی که داریم، دنبال نوعی معنویت می‌گردیم. اما به مرور زمان می‌بینیم که اون معنویت در سایه اون فعالیت داره محو میشه و اینقدر سرگرم اون فعالیت شدیم که عنویت رو فراموش کردیم...

مثالی که زدی در جای خودش کاملا درسته و من اون را شدیدا قبول دارم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی