شهرآشوب

رسم عاشق‌کشی و شیوه شهرآشوبی، جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود

شهرآشوب

رسم عاشق‌کشی و شیوه شهرآشوبی، جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود

شهرآشوب

سوگند به قلم و آنچه می‌نویسند...

قلم را دوست دارم!

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عشق» ثبت شده است

۱۶
شهریور


باسمه تعالی

حقیقت

+ چقدر احساساتی هستی؟
- به نظر خودم خیلی احساساتی هستم، اما فیدبکی که از دیگران دارم این هست که چندان احساساتی نیستم! به خاطر اینکه معمولا احساسات خودم را بروز نمی‌دهم.

+ از چی پشیمانی؟
- طبیعتا بعضی چیزها هستند که وقتی به یادشان میفتم، تمام وجودم از پشیمانی می‌سوزد. اگر بخواهم تک تک نام ببرم، باید به خیلی چیزها اشاره کنم، خیلی... اما به همه این تلخی‌ها به چشم تجربه نگاه می‌کنم و الان از اینکه آنها را انجام داده‌ام خوشحالم...

  • سینا طاهری
۱۲
فروردين

باسمه تعالی

خاطرات شمال محاله یادم بره!!!

چهارشنبه (مورخ ۱۳۹۶/۱/۱۲) ساعت ۹ صبح پدرم من را از خواب بیدار کرد. فقط دو ساعت خوابیده بودم. تا ۷ صبح بیدار مانده بودم. به‌خاطر این اینترنت شبانه نامحدود. بیدارم که کرد یک نگاهی به قیافه من انداخت و خندید. فکر می‌کنم به‌خاطر واکنش سریعم در بیدار شدن از خواب بود. رفتم کنار شومینه. با صورت رفتم توی بالش بغل شومینه. آن‌جا هم نیم‌ساعتی خوابیدم. دوباره بیدارم کرد. گفت صبحانه می‌خواهی؟ از خدایم بود. از بعد از سفر کربلا دیگر صبحانه نخورده بودم.

ساعت ۱۱ از خانه زدیم بیرون. من و بابا، به سمت شمال...

  • سینا طاهری