شهرآشوب

رسم عاشق‌کشی و شیوه شهرآشوبی، جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود

شهرآشوب

رسم عاشق‌کشی و شیوه شهرآشوبی، جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود

شهرآشوب

سوگند به قلم و آنچه می‌نویسند...

قلم را دوست دارم!

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سکوت» ثبت شده است

۱۲
آذر

ظلم با سلاح سکوت

جمله باید کوتاه باشد و رئال. هرچقدر کوتاهتر باشد، ذهن را کمتر وارد پیچیدگی‌های کلامی می‌کند و پیام جمله مستقیما و بدون گذر از پستی بلندی‌های ادبی، بر ذهن مخاطب می‌نشیند.

جملات بعضی اوقات شمشیر هستند، می‌برند. کلام می‌شود سلاح!
کلام هرچقدر کوتاهتر، تاثیرگذارتر، برنده‌تر!

جملات باید میل کنند به صفر، باید تا می‌توانند کوتاه شوند تا آنجا که دیگر نباشند... کلام در انتها باید تبدیل به سکوت شود...
آن وقت سکوت می‌شود یک اسلحه، تیز و بران!

سکوت آن وقت می‌شود سلاح که از بی‌تفاوتی باشد، از بی‌اهمیتی باشد،
سکوت اگر سلاح شود، اگر ببرد، آن را مجروح می‌کند که سخت به کلام تو نیاز دارد.

سکوت رنگ ندارد، اما سریع رنگ می‌گیرد. اگر در برابر ظلم باشد، می‌شود از رنگ ظلم،

ساکت می‌شود ظالم...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
این مطلب را برای نشریه دانشجویی عطش نوشتم. حدود ۲ ماه پیش

  • سینا طاهری
۲۲
خرداد

سکوت

باسمه تعالی


سکوت و قلب ترسناک


نمی‌دانم باید چیزی بگویم یا نه؟ آیا سکوت خود می‌تواند گویای تمام احساساتی باشد که در درون من وجود دارد؟

سکوت هیچ وقت علامت رضایت نبوده است. یک حس ترس است. ترس از دست دادن رضایت‌های حداقلی.

سکوت، تلاش آزمندانه‌ای است در جهت احیای امیدی از دست رفته. امیدی نه سفید رنگ، بلکه ظلمانی و یاس‌آور.

سکوت همان آرامش قبل از طوفان است، آن آتش زیر خاکستر...

سکوت، ترس است. ترسی که انسان نسبت به قلب خود دارد. آری،  انسان وقتی از قلب خود بترسد، سکوت می‌کند.

  • سینا طاهری